آزمون بینایی- حرکتی بندر گشتالت (بندر، 1938، 1946)، که بر مبنای مکتب روان شناسی گشتالت تهیه شده از یک مبنای نظری مشخص برخوردار است. اصولاً جهت گیری رویکرد گشتالت برای مطالعه پدیده ادراک، به سرعت به همه جنبه های نظریه پردازی روان شناختی گسترش یافت. به طور خلاصه اساس نظری این رویکرد این بود که وقایع فقط می توانند با مطالعه آنها به صورت کلی ادراک شوند و نه از طریق مطالعه عناصر منفرد تشکیل دهنده آنها، زیرا با جداسازی اجزا از یک کل، یکپارچگی عناصر تشکیل دهنده آن از بین خواهد رفت.

بندر (1938) مهارت ادراکی حرکتی – بینایی کودکان کم سن و سال را از دیدگاه گشتالت مورد مطالعه قرار داد و متوجه شد وقتی به این کودکان نقاشیهایی از شکلهای ناقص و الگوهای ساده دیگر نشان داده شود، قدرت ادراک آنها از "کل ها" و روابط بین پدیده ها به تدریج رشد می کند. بندر با استدلال به این صورت که تمامی رشد روان شناختی فرد در این جنبه خاص از عملکرد منعکس شده است، مطرح کرد که سطح کلی مهارت ذهنی را می توان از عملکرد ادراکی حرکتی – بینایی مورد ارزیابی قرار داد. وی ساخت مواد آزمون خود را بر اساس همین فرض بنا نهاد.

آزمون بندر گشتالت از 9 کارت به ابعاد 16 در 11 سانتی متر، تشکیل شده، که هر یک از آنها دربرگیرنده یکی از الگوهای اصلی به کار برده شده در مطالعات پژوهشی بنیادی گشتالت درباره ادراک است. کارتها یک به یک به آزمودنی نشان داده و از وی خواسته می شود تا الگوها را روی یک صفحه کاغذ سفید به ابعاد 28 در 22 سانتی متر رسم کند. بندر (1946) اصولاً نقاشیها را طبق این اصل که "در پاسخ به الگوهای محرک معین ارایه شده، هر گونه انحراف در کل ارگانیزم در الگوهای نهایی حسی – حرکتی منعکس خواهد شد" تعبیر و تفسیر می کرد. بندر نمونه های (الف) پاسخهای کودکان عادی در سطوح سنی مختلف و (ب) الگوهای پاسخ گروههای مختلف بیماران روانی را که فکر می کرد با این ابزار قابل شناسایی هستند، برای آزمون خود معرفی کرد. فرض او بر این بود که آسیبهای روان شناختی به وسیله ضربه دوره اولیه کودکی ایجاد می شود، که در نتیجه مانع به تکامل رسیدن رشد توانایی دریافت، [ادراک] گشتالت یا "کل" خواهد شد.

گرچه جای بحث دارد که هر گونه نمره گذاری پاسخهای آزمون بندر - گشتالت با تأکید بر دیدگاه نظری گشتالت (اینکه یک "کل" بیش از مجموعه اجزای تشکیل دهنده آن است) تناقض خواهد داشت، بندر (1938) با استفاده از پاسخهای کودکان به کارتهای آزمون، برای اندازه گیری سطح رسش کودکان، در واقع، یک طرح نمره گذاری تجربی ارایه داد. در مورد این آزمون چندین نظام نمره گذاری دیگر، هم برای بزرگسالان (هات، 1977؛ پاسکال و ساتل(512)، 1951) و هم برای کودکان (کوپیتز، 1975، 1963) تهیه شده است.


مبانی نظری این آزمون نشان می دهد که اعتبار آن حداقل به طور مقدماتی باید بر اساس میزان موفقیت آزمون در جداسازی آزمودنیهایی که در رشد عملکرد بینایی – حرکتی گشتالت یا ظرفیت سازماندهی ادراک "کل" با یکدیگر متفاوت اند، ارزیابی شود. چندین مطالعه نشان داده است که از پاسخهای کودکان 4 تا 12 ساله به این آزمون می توان یک نمره سن عقلی نسبتاً مناسبی را استنتاج کرد (بیلینگزلی(513)، 1963)؛ این نتیجه گیری با فرض اولیه بندر همخوانی دارد. همچنین گاهی اوقات می توان تمایزی کلی بین اشخاص عادی و گرههای گوناگون انجام داد، به ویژه کسانی که آسیب مغزی دارند، گرچه این یافته ها از صراحت کمتری برخوردارند (بیلینگزلی، 1963؛ گلدن، 1979) و برای تشخیص جداسازی آسیب مغزی روشهای با ثبات دیگری هم وجود دارد (نگاه کنید به بِرگ، فرانزن(514) و ودینگ، 1987).


بیشترین کاربرد آزمون بندر – گشتالت در زمینه ارزیابی شخصیت بوده است. این اعتقاد در سطح گسترده ای وجود دارد که جنبه های کیفی گوناگونی از پاسخهای آزمودنی به این آزمون – از قبیل اندازه نسبی شکل رسم شده، شدت فشار بر کاغذ، و میزان فضای اشغال شده روی صفحه کاغذ- موارد مفیدی برای ارزیابی شخصیت فرد هستند (گروت و مارنات(516)، 1990). با وجود این، تلاشهای عملی برای نشان دادن این رابطه ناموفق بوده اند (کیتای، 1972؛ ساتلر(518)، 1985). با در نظر گرفتن این واقعیت که مبنای نظری بندر و انتخاب محرک آزمون از جانب او، دست کم در سطح ارزیابی ویژگیهای رفتاری قابل مشاهده، فقط رابطه اندکی با عملکرد شخصیت دارند، یافته های منفی نباید تعجب آور باشد. هات (1977) به وسیله این آزمون تفاوت معنی داری را بین افراد عادی و گروههای مختلفی از انواع آسیبهای روان شناختی گزارش کرد. با وجود این، در مطالعه وی عواملی از قبیل هوش کنترل نشده بودند و در نتیجه، این عوامل به سادگی می توانستند موجب این اختلافها شوند.

جان کلام اینکه، مبنای آزمون حرکتی (بینایی بندر گشتالت به عنوان یک مقیاس اندازه گیری کارکرد شخصیت معتبر نیست؛ به نظر می رسد نه نظریه و نه محرک آزمون هیچ کدام به طور کامل بر مبنای کارکرد شخصیت نیستند. از این رو، عجیب نیست که این آزمون برای ارزیابی شخصیت فاقد اعتبار شناخته شود.

منبع: راسخون