آزمون رورشاخ یك آزمون فرافكنی متشكل از ده لكه‌ی جوهر به اشكال متقارن است كه در آنها از آزمودنی خواسته می شود به آزمایش كننده توضیح دهد كه لكه ها او را به یاد چه چیزهای می اندازند. هدف كلی آزمون ، سنجش ساختار شخصیتی مراجع با تاكید بر شیوه های ناهشیار وی در پاسخ دادن به آن است. بر خلاف حمله های كه از درون وبیرون حوزه‌‌ی روانشناسی به آزمون رورشاخ وارد شده است. این آزمون هنوز هم یكی از پر مصرف ترین (دوران ، بلانشار، و میندل1998؛ لوبین و همكاران1985) و پرطرفدارترین ابزارهای سنجش به شمار می رود.

فرضیه‌ی اصلی رورشاخ آن است كه محرك محیطی به وسیله‌ی نیازها، انگیزه ها، تعارضها، و«آمایه های» مفهومی شخص سازمان داده می شوند. این نیاز به سازمان دادن هنگامی كه آزمودنیها با محركهای مبهم مانند لكه های جوهر روبرو می شوند،اغراق آمیزتر، گسترده تر و بارزتر است. بنابرین، آنها باید تصورها، افكار، و روابط درونی خود را بیرون بكشند تا بتوانند پاسخی را به وجود آورند. این فرایند مستلزم آن است كه افراد این ادراكها را سازمان دهند و همچنین آنها را با تجربه ها وبرداشتهای گذشته‌ی خود مرتبط سازند. نخستین نظری كه تفسیر رورشاخ بر آن مبتنی است آن است‌كه نحوه‌ی سازمان دادن افراد به پاسخهایشان به رورشاخ معرف چگونگی برخورد آنها با سایر موقعیتهای مهم است كه مستلزم سازمان دادن و قضاوت كردن است. پس از اینكه پاسخها ارائه و ثبت شدند، بر حسب سه مقوله‌ی كلی نمره گذاری میشوند: «محل ادراك»، سطحی از لكه كه آزمودنی به آن توجه كرده است؛ « تعیین كنندها» یا خصایص معینی از لكه ها كه برای ساختن پاسخهای خود مورد استفاده قرار داده است(رنگ، شكل، وغیره)؛ و«محتوا» یا طبقه‌ی كلی اشیایی كه پاسخ به آن تعلق دارد(انسان، ساختمان، اعضای داخلی بدن، و غیره).

پاسخهای p : تعداد پاسخهای رایج آزمودنیها، میزان شباهت آنان بابیشتر مردم، میزان همنوایی آنان با معیارهای اجتماعی، و سهولت نسبی نفوذ پذیری آنان در روابط میان فردی را منعكس می كند. اشخاصی كه از شیوه های سنتی تفكر خودداری می كنند، در مقایسه با افراد همنوا ونسبتا سنتی پاسخهای رایج كمتری دارند. با نظام نمره گذاری اكسنر، متوسط تعداد پاسخهای رایج برای آزمودنیهای غیر بیمار روانی66/6  (66/1 =  (SDاست . متوسط تعداد پاسخهای رایج بیماران سرپایی و بیماران غیر اسكیزوفرن نیز در هر پروتكل تقریبا برابر هفت است. در صورتی كه تعداد پاسخهای رایج بیماران اسكیزوفرنیك بستری شده چهار یا كمتر، اختلال منش شناختی تقریبا پنج و افراد افسرده اندكی بیش از پنج است(اكسنر 1961)

منبع: روان شناسی